بسیار پیش می آید که افراد درونگرا و خجول با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند و به افراد درونگرا برچسب خجولی زده می شود. اگر دو تیپ شخصیتی برونگرا و درونگرا را در نظر بگیریم، ملاحظه می کنیم که درونگرا بودن درست مانند چپ دست بودن، سیاه پوست بودن، بلندقد بودن و دیگر ویژگی هایی که انسان نقشی در آنها ندارد، آمیخته با وجود فرد است و به هیچ عنوان عیب و ایراد تلقی نمی شود.

افراد درونگرا ویژگیهای مختص خود را دارند. مثلا با اینکه به راحتی می توانند جلوی جمع صحبت کنند، اما ترجیح می دهند اوقاتشان را در سکوت و تنهایی بگذرانند. در حالی که افراد خجالتی بسیار مشتاقند که بتوانند در جمع حاضر شوند و به چشم بیایند ولی از روبرو شدن با جمع هراس دارند.

افراد درونگرا معمولا به تنهایی تصمیم می گیرند اما افراد خجول با اینکه دوست دارند نظر دیگران را بدانند اما از این کار خجالت می کشند.

انسان های درونگرا هر جا صلاح بدانند با نظر دیگران موافق و یا ناموافق هستند و این را به خوبی به دیگران منتقل می کنند اما انسان های خجول معمولا با دیگران موافق هستند و لبخند رضایت بر لب دارند. آنها سعی می کنند ظاهرشان را موافق با دیگران نشان دهند تا از طرف دیگران طرد نشوند. گاهی لبخندهای افراطی دلیل بر خجالتی بودن انسان است. البته این ویژگی بیشتر در کودکان خجالتی دیده می شود و در بزرگسالی تبدیل به رضایت همه جانبه نسبت به تصمیم دیگران می شود.

درونگراها در جایی که لازم باشد می توانند از حق خود به خوبی دفاع کنند و در مقابل خواسته دیگران پاسخ منفی دهند اما افراد خجول این توانایی را ندارند و به سادگی و بر خلاف رضایت قلبی تسلیم خواسته دیگران می شوند.

در یک میهمانی اگر دو فرد درونگرا و خجول وجود داشته باشد، به غیر از خود آنها معمولا کسی متوجه این تفاوت نمی شود. ممکن است هر دو ظاهری ساکت و آرام داشته باشند ولی فرد درونگرا ممکن است مشغول مرور افکار و برنامه های خود باشد در حالی که درون فرد خجالتی غوغایی است که هر چه سریع تر بتواند جمع را ترک کند.

اینها بخشی از تفاوت افراد درونگرا و خجول است که می تواند باعث شود بتوانیم با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنیم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *