چند تکنیک برای افزایش اعتماد به نفس

معمولا افراد دوست دارند در نگاه دیگران بهتر دیده شوند. یکی از خوبی های داشتن اعتماد به نفس بالا کمک به این مساله است که بهتر دیده شویم و دیگران ما را بهتر بپذیرند.

چند تکنیک کاربردی برای افزایش اعتماد به نفس
معمولا افراد دوست دارند در نگاه دیگران بهتر دیده شوند. یکی از خوبی های داشتن اعتماد به نفس بالا کمک به این مساله است که بهتر دیده شویم و دیگران ما را بهتر بپذیرند. اعتماد به نفس یعنی باور داشته باشیم یک مهارت خاص را به خوبی می دانیم. مثلا کسی که سالها پیانو نواخته، این باور را دارد که مهارت نواختن پیانو را به خوبی می داند و اعتماد به نفس بالایی در این زمینه دارد.
باید به خاطر داشته باشیم که اعتماد به نفس و عزت نفس دو مقوله جدا از هم هستند که باید به صورت جداگانه بررسی شوند. به صورت خیلی کلی باید گفت اعتماد به نفس افراد ممکن است در شرایط مختلف دستخوش تغییر شود مثلا یک نفر جلوی یک جمع بزرگ خیلی خوب و مسلط صحبت می کند اما در مقابل افرادی خاص اعتماد به نفس خود را از دست می دهد اما عزت نفس یک ویژگی درونی است که به احساس ارزشمندی ما از خود بستگی دارد. داشتن عزت نفس بالا باعث می شود احساس آرامش درونی و حال خوب داشته باشیم. بسیاری از افراد هستند که با وجود رسیدن به موفقیت های بالا، باز هم حس خوبی از زندگی ندارند. این افراد عزت نفس پایینی دارند و معمولا از زندگی خود رضایت ندارند.

راهکارها و تکنیکهایی برای داشتن اعتماد به نفس بالا

– داشتن زبان بدن و ژست مناسب
همانطور که وقتی ناراحت هستیم، به صورت ناخودآگاه زبان بدن هم حالت ناراحت و خمیده به خود می گیرد، ذهن هم از وضعیت جسم تاثیر می گیرد. بهتر است به صورت آگاهانه حالت بدن را شبیه افراد با اعتماد به نفس بالا کنیم و مدام این را یادآوری کنیم که قرار هست شبیه افرادی به نظر بیاییم که اعتماد به نفس بالایی دارند.


– داشتن فن بیان مناسب
معمولا افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند، از فن بیان قوی تری نیز برخوردارند. با یادگیری مهارتهای کلامی، تقویت اندامهای گفتاری و به خصوص پرورش صدا می توانیم حس خودباوری را در خود افزایش دهیم. زمانی که در یک جلسه مشغول صحبت هستیم، اگر با صدای ضعیف و حالت نحیف صحبت کنیم، متوجه می شویم که دیگران به سختی سعی می کنند کلام ما را بشنوند و این مساله به صورت ناخودآگاه حس اعتماد به نفس ما را تضعیف می کند.

– حرف زدن در لحظات اول مکالمه
معمولا زمانی که قرار هست جلسه ای آغاز شود و به خصوص افراد در آن جمع صحبت کنند، کسانی که اعتماد به نفس پایین دارند بیشتر دچار استرس می شوند. یک تکنیک موثر برای غلبه بر این استرس، شروع به صحبت در همان دقایق اولیه است. البته لازم نیست در این گفتگو نقش پر رنگی داشته باشید، همین که شروع به صحبت کنید و مثلا سخن کسی را تایید کنید یا یک سوال ساده بپرسید کفایت می کند و ترس شما کم می شود. این کاهش استرس به بالا رفتن اعتماد به نفس شما بسیار کمک می کند.
– خوب گوش دادن
این تکنیک به ظاهر ساده، بسیار کمک می کند تا بتوانیم اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم. بسیاری اوقات وقتی طرف مقابل مشغول صحبت است، ما در ذهن خود دنبال واژه هایی می گردیم تا بتوانیم حرف بزنیم، نگران این هستیم که الان من در جواب سوال این شخص چه بگویم. این مورد و بسیاری عوامل دیگر باعث می شود توجه ما از مخاطب دور شود و چون رشته کلام از ذهن ما خارج می شود دچار استرس می شویم و اعتماد به نفس را از دست می دهیم. اگر با تمام حواس به صحبتهای دیگران گوش دهیم، بهتر می توانیم کلمات مناسبی برای پاسخ یا مذاکره پیدا کنیم و این باعث افزایش حس خودباوری می شود.

– ورزش و تحرک بدنی
با انجام ورزشهای مداوم، استایل بدن بهتر می شود و این مساله حس خودباوری را افزایش می دهد. اگر به وضعیت تناسب اندام خود توجهی نداشته باشیم باعث کاهش اعتماد به نفس می شود. زمانی که ورزش می کنیم هورمون هایی مانند سروتونین که هورمون شادی آور است و موجب نشاط و سرزندگی می شود ترشح می شود و باعث می شود احساس بهتری داشته باشیم و بتوانیم با اعتماد به نفس بالاتری در جمع حاضر شویم.

– خواب کافی و تغذیه مناسب
ذهن و جسم دو جزء جدایی ناپذیر هستند که هر یک بر دیگری تاثیر می گذرد. اگر جسم ما خسته و رنجور باشد، ذهن هم نمی تواند شاداب و پرانرژی باشد. بنابراین اگر قرار هست اعتماد به نفس ما بالا باشد باید وضیت جسمانی مناسبی داشته باشیم. داشتن سلامت بدن کمک می کند ذهن ما آزاد و پر انرژی باشد و از حداکثر توانایی برخوردار باشد. هر کس با توجه به شرایط جسمی و بیولوژیک خود بهتر می داند به چه میزان خواب و استراحت نیاز دارد و چه رژیم غذایی مناسب اوست. پس رژیم خواب و خوراک مناسب خود را پیدا کنید و به آن پایبند باشید. همین پایبندی علاوه بر بهبود شرایط جسمی و ذهنی باعث می شود ذهن به این باور برسد که با اعتماد به نفس کامل از جسم خود مراقبت می کند.

– تمرین صبر و عکس العمل صحیح
از آنجایی که هر چیزی بهایی دارد و باید هزینه آن را پرداخت، باید بدانیم داشتن اعتماد به نفس بالا هم بهایی دارد که باید با یادگیری چند تکنیک کاربردی و تکرار و تمرین، بهای آن را پرداخت. درست شبیه کسی که روزه دار است و قرار هست در ماه رمضان با امساک از خوردن و آشامیدن، صبر را تمرین کند، باید یاد بگیریم در مقابل برخی خواسته ها و امیال مقاومت کنیم. مثلا اگر فضای مجازی جذابیتهای زیادی دارد، باید تمرین کنیم تا با اعمال محدودیت برای خود بتوانیم بر خواسته دل غلبه کنیم. وقتی از این کار سربلند بیرون می آییم، اعتماد به نفس ما بالا می رود و تکرار همین شیوه می تواند باعث افزایش خودباوری شود.

– تمام کردن کارهای نیمه تمام
یکی از دلایلی که باعث کاهش اعتماد به نفس می شود این است که ذهن ما کارهایی را به یاد می آورد که آنها را نیمه رها کرده ایم. ممکن است کتابی را نصفه و نیمه خوانده باشیم، نقاشی یک تابلو را نیمه رها کرده باشیم، مشغول ضبط پادکست باشیم ولی دچار کامل گرایی شده باشیم و آن را ادامه نداده باشیم و هزاران کار نیمه تمام دیگر. اگر تلاش کنیم پرونده های باز را در ذهن خود ببندیم، باعث بالارفتن حس اعتماد به نفس ما می شود. پرونده های نیمه تمام را تا انتها انجام دهید و یا اگر مقدور نیست یک بار برای همیشه آن را از ذهن خود دور کنید و بگویید تا همین جا تمام است و ادامه ندهید. ذهن آرامش می یابد و اعتماد به نفس بالا می رود.

تفاوت درونگرایی با خجولی

بسیار پیش می آید که افراد درونگرا و خجول با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند و به افراد درونگرا برچسب خجولی زده می شود. اگر دو تیپ شخصیتی برونگرا و درونگرا را در نظر بگیریم، ملاحظه می کنیم که درونگرا بودن درست مانند چپ دست بودن، سیاه پوست بودن، بلندقد بودن و دیگر ویژگی هایی که انسان نقشی در آنها ندارد، آمیخته با وجود فرد است و به هیچ عنوان عیب و ایراد تلقی نمی شود.

افراد درونگرا ویژگیهای مختص خود را دارند. مثلا با اینکه به راحتی می توانند جلوی جمع صحبت کنند، اما ترجیح می دهند اوقاتشان را در سکوت و تنهایی بگذرانند. در حالی که افراد خجالتی بسیار مشتاقند که بتوانند در جمع حاضر شوند و به چشم بیایند ولی از روبرو شدن با جمع هراس دارند.

افراد درونگرا معمولا به تنهایی تصمیم می گیرند اما افراد خجول با اینکه دوست دارند نظر دیگران را بدانند اما از این کار خجالت می کشند.

انسان های درونگرا هر جا صلاح بدانند با نظر دیگران موافق و یا ناموافق هستند و این را به خوبی به دیگران منتقل می کنند اما انسان های خجول معمولا با دیگران موافق هستند و لبخند رضایت بر لب دارند. آنها سعی می کنند ظاهرشان را موافق با دیگران نشان دهند تا از طرف دیگران طرد نشوند. گاهی لبخندهای افراطی دلیل بر خجالتی بودن انسان است. البته این ویژگی بیشتر در کودکان خجالتی دیده می شود و در بزرگسالی تبدیل به رضایت همه جانبه نسبت به تصمیم دیگران می شود.

درونگراها در جایی که لازم باشد می توانند از حق خود به خوبی دفاع کنند و در مقابل خواسته دیگران پاسخ منفی دهند اما افراد خجول این توانایی را ندارند و به سادگی و بر خلاف رضایت قلبی تسلیم خواسته دیگران می شوند.

در یک میهمانی اگر دو فرد درونگرا و خجول وجود داشته باشد، به غیر از خود آنها معمولا کسی متوجه این تفاوت نمی شود. ممکن است هر دو ظاهری ساکت و آرام داشته باشند ولی فرد درونگرا ممکن است مشغول مرور افکار و برنامه های خود باشد در حالی که درون فرد خجالتی غوغایی است که هر چه سریع تر بتواند جمع را ترک کند.

اینها بخشی از تفاوت افراد درونگرا و خجول است که می تواند باعث شود بتوانیم با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنیم.