خوانش خلاق

 

در فرهنگ ایرانی استفاده از شعر و متن های ادبی جایگاه خاص خود را دارد و با توجه به موقعیت جلسه می‌توانید از آنها بهره ببرید. فقط مراقب باشید در ارائه آنها دقت کافی داشته باشید و زیاده‌روی نکنید. چه از نظر زمانی و چه از نظر سطح کلماتی که استفاده می‌کنید.

زمانی که می‌خواهید شعر بخوانید نگویید الان می‌خواهم شعر بخوانم! همین که شروع به خواندن کنید کافی است.

موقع خوانش شعر مراقب لحن خود باشید که دچار افراط و تفریط نشوید. برخی از دوستان زمانی که می خواهند شعر بخوانند، آن را با لحنی بسیار شاعرانه و به صورت کشیده ادا می کنند. همیشه به یاد داشته باشید از داشتن لحن بیش از حد شاعرانه در جلسات رسمی پرهیز کنید. چرا که ممکن است به جای اثر مثبت نتیجه عکس آن را ببینید.

برخی دیگر هم شعر را به صورت بسیار خشک و رسمی ادا می کنند که از یک متن ساده قابل تشخیص نیست.

رعایت اعتدال مناسب ترین کار در خوانش شعر است. یعنی نه آنقدر شاعرانه بخوانید که با شب شعر اشتباه گرفته شود و نه آنقدر خشک و رسمی که نتواند هیچ حسی را به مخاطب منتقل کند.

البته در خوانش شعر باید به نکات زیادی توجه داشت. یعنی نوع شعر را باید شناخت تا بر اساس آن لحن مناسب را گرفت.

انواع لحن

لحن کلام یکی از مهمترین ابزار انتقال پیام به مخاطب است و یکی از مهمترین عناصر خوانش خلاق محسوب می شود. لحن کلام یعنی چگونگی خوانش جملات با توجه به شرایط موجود و فضای حاکم بر جمله وکل متن. باید توجه داشت هر متنی لحن ویژه ی خود را می طلبد و بسته به شرایط و فضای متن نیز، لحن خواندن تغییر می کند. داشتن لحن مناسب مانع از یکنواختی و خسته کننده شدن کلام می شود. همان طور که در خوانش متن های نوشتاری لازم است به فضای متن توجه کنیم، در گفتار نیز لازم است با توجه به فضای جلسه و موقعیت آن از لحن مناسب کلام استفاده کنیم.

از مهمترین لحن های زبان فارسی می توان به لحن ستایشی، لحن داستانی، لحن عاطفی، لحن حماسی، لحن تعلیمی و لحن توصیفی اشاره کرد.  قطعا در یک جلسه رسمی باید به لحن کلام توجه ویژه ای داشت تا با محافل شاعرانه و ادبی اشتباه گرفته نشود.

یکی از بهترین کارها برای داشتن لحن مناسب، این است که عبارتها را  با لحن مخصوص هر بخش بخوانید و صدای خود را ضبط کنید. حتما به صدای ضبط شده گوش دهید و ببینید آیا توانسته اید حس لازم را به متن منتقل کنید؟

همچنین برای بهبود لحن می توانید یک جمله ساده را با لحن های مختلف بخوانید و صدای خود را ضبط کنید و به آن گوش دهید یا از یک نفر بخواهید تشخیص دهد لحن شما کدام است. پیشنهاد می کنم همین الان سعی کنید جمله “من در حال مطالعه کتاب هستم” را به صورت پرسشی، خبری، تعجبی، عاطفی، شاد و غمگین بخوانید و صدای خود را ضبط کنید. سپس حتما به صدای ضبط شده خود گوش دهید ببینید آیا توانسته اید لحن مورد نظر را به کلام بدهید و آیا با شنیدن جمله همان حس مورد نظر به شما منتقل می شود؟ هر چه بیشتر این تمرین را تکرار کنید، لحن شما بیشتر تقویت می شود و نتیجه بهتری می گیرید.

توجه داشته باشید با برجسته کردن و تاکید روی هر یک از کلمات این جمله به ظاهر ساده، لحن تغییر می کند و منظور ما به گونه دیگری برداشت می شود. مثلا اگر در حالت پرسشی، روی کلمه “من” تاکید کنیم و بگوییم “من در حال مطالعه کتاب هستم؟” با زمانی که تاکید روی کلمه “کتاب” باشد و بگوییم “من در حال مطالعه کتاب هستم؟”  کاملا متفاوت است. همین حالا این جمله ها را با تاکید روی کلمات مختلف آن بخوانید تا متوجه تفاوت بشوید. این تمرین یکی از بهترین تمرین ها برای بهبود لحن است.

تفاوت درونگرایی با خجولی

بسیار پیش می آید که افراد درونگرا و خجول با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند و به افراد درونگرا برچسب خجولی زده می شود. اگر دو تیپ شخصیتی برونگرا و درونگرا را در نظر بگیریم، ملاحظه می کنیم که درونگرا بودن درست مانند چپ دست بودن، سیاه پوست بودن، بلندقد بودن و دیگر ویژگی هایی که انسان نقشی در آنها ندارد، آمیخته با وجود فرد است و به هیچ عنوان عیب و ایراد تلقی نمی شود.

افراد درونگرا ویژگیهای مختص خود را دارند. مثلا با اینکه به راحتی می توانند جلوی جمع صحبت کنند، اما ترجیح می دهند اوقاتشان را در سکوت و تنهایی بگذرانند. در حالی که افراد خجالتی بسیار مشتاقند که بتوانند در جمع حاضر شوند و به چشم بیایند ولی از روبرو شدن با جمع هراس دارند.

افراد درونگرا معمولا به تنهایی تصمیم می گیرند اما افراد خجول با اینکه دوست دارند نظر دیگران را بدانند اما از این کار خجالت می کشند.

انسان های درونگرا هر جا صلاح بدانند با نظر دیگران موافق و یا ناموافق هستند و این را به خوبی به دیگران منتقل می کنند اما انسان های خجول معمولا با دیگران موافق هستند و لبخند رضایت بر لب دارند. آنها سعی می کنند ظاهرشان را موافق با دیگران نشان دهند تا از طرف دیگران طرد نشوند. گاهی لبخندهای افراطی دلیل بر خجالتی بودن انسان است. البته این ویژگی بیشتر در کودکان خجالتی دیده می شود و در بزرگسالی تبدیل به رضایت همه جانبه نسبت به تصمیم دیگران می شود.

درونگراها در جایی که لازم باشد می توانند از حق خود به خوبی دفاع کنند و در مقابل خواسته دیگران پاسخ منفی دهند اما افراد خجول این توانایی را ندارند و به سادگی و بر خلاف رضایت قلبی تسلیم خواسته دیگران می شوند.

در یک میهمانی اگر دو فرد درونگرا و خجول وجود داشته باشد، به غیر از خود آنها معمولا کسی متوجه این تفاوت نمی شود. ممکن است هر دو ظاهری ساکت و آرام داشته باشند ولی فرد درونگرا ممکن است مشغول مرور افکار و برنامه های خود باشد در حالی که درون فرد خجالتی غوغایی است که هر چه سریع تر بتواند جمع را ترک کند.

اینها بخشی از تفاوت افراد درونگرا و خجول است که می تواند باعث شود بتوانیم با دیگران ارتباط بهتری برقرار کنیم.