تمرینهای هوش کلامی

به نظر شما چرا برخی افراد نسبت به دیگران بهتر و موثرتر صحبت می کنند؟ وقتی در جمعی شروع به حرف زدن می کنند، دیگران از تسلط کلامی و قدرت استفاده از واژگان آنها متحیر می شوند!

یکی از دلایل خوب صحبت کردن برخی افراد نسبت به دیگران این است که این افراد هوش کلامی بالایی دارند. هوش کلامی یعنی دانستن تعداد زیادی کلمه، دانستن مترادفهای کلمات، توانایی استفاده از واژگان هم قافیه و هم وزن، توانایی کاربرد کلمات خاص در گفتگوهای روزانه و … اینها مولفه یا همان عناصر تشکیل دهنده هوش کلامی هستند.

هوش کلامی یکی از هوشهای چند گانه است که گاردنر به آنها اشاره کرده است. اما از کجا بدانیم کسی هوش کلامی بالایی دارد؟ مشخص است وقتی صحبت می کند و دایره واژگان زیادی دارد، کلمات را زیرکانه و هوشمندانه انتخاب می کند، اشعار بیشتری می تواند بر زبان براند و یا طبع شعر دارد می توان فهمید هوش کلامی بالایی دارد. حتی این فرد ممکن است توانایی هوش کلامی خود را در یک متن نوشتاری به نمایش بگذارد. این دقیقا نقطه تمایز میان افرادی است که فن بیان خوبی دارند و افرادی که هوش کلامی بالایی دارند.

افرادی که هوش کلامی بالایی دارند بهتر می توانند دیگران را متقاعد کنند، از طنز بیشتری در کلامشان استفاده می کنند، شوخ طبع هستند، لحن آنها بسیار خوب است و به طور کلی اثرگذارتر هستند.

اگر کسی فن بیان خوبی داشته باشد، فقط با شنیدن صدای او نحوه حرف زدنش می توان به این ویژگی او پی برد. اما از روی آثار و نوشته های افراد در کنار صحبت کردنشان می توان هوش کلامی آنها را سنجید.

پس اگر کسی خوب حرف می زند یعنی هم فن بیان خوبی دارد و هم هوش کلامی بالایی دارد. اما اگر فقط نوشته های کسی را ببینیم، فقط می توانیم در مورد هوش کلامی او نظر دهیم. مثل سعدی و حافظ و دیگر شاعران بزرگ که ما نمی دانیم فن بیان خوبی داشته اند یا نه ولی می توانیم از روی آثارشان به صورت قاطعانه نظر دهیم و بگوییم از هوش کلامی سرشاری بهره داشته اند.

نکته خیلی جالب این است که دانشمندان در اوایل قرن بیستم تحقیقی انجام داده اند و در آن مشخص شده بین تعداد واژگانی که افراد می دانند و میزان موفقیت آنها رابطه مستقیم وجود دارد. یعنی افراد هر چقدر دایره واژگان بیشتری داشته باشند و هر چقدر بیشتر از آنها استفاده کنند، افراد موفق تری هستند.

در یک تحقیق دیگر توسط دکتر جانسون اوکانر روی صد نفر جوانی که در رشته مدیریت صنعتی تحصیل می کردند آزمون لغت گرفته شد. ۲۵ درصد آنها نمره خیلی خوب و ۲۵ درصد نمره پایین گرفتند و بقیه هم متوسط بودند. چند سال بعد دکتر جانسون این افراد را بررسی کرد و مشاهده کرد ۲۵ درصدی که نمره بالا کسب کرده بودند در پستهای بالای مدیریتی مشغول کار بودند و ۲۵ درصدی که نمره پایین داشتند یک شغل معمولی داشتند!

تعداد کلمه هایی که ما می شناسیم بسیار زیاد است ولی از درصد بسیار بسیار پایینی از کلمه ها در مکالمات خود استفاده می کنیم. یک دلیل برای این حرف این است که وقتی کتاب می خوانیم معنی بیشتر کلمه ها را می دانیم ولی بسیاری از آنها را در کلام خود به کار نمی بریم.

اما آیا هوش کلامی ژنتیکی است یا قابل یادگیری؟ جالب است بدانید دانشمندان به پاسخ یکسانی برای این قضیه نرسیده اند ولی بیشتر آنها اعقتاد دارند درصد بالایی از هوش کلامی را می توان از طریق انجام تمرین به صورت چشمگیری ارتقا داد.

در ادامه چند تمرین کاربردی برای شما آورده شده است:

تمرین یک:

سعی کنید از حروف به هم ریخته کلمات جدید بسازید. با کلمه ها بازی کنید، حروف را پس و پیش کنید و با آنها واژه بسازید.

 

تمرین دو:

هنگام شنیدن کلماتی که معنی آن را می دانید ولی در مکالمات روزانه از آنها استفاده نمی کنید، آنها را یادداشت کنید و سعی کنید حتما در طول روز از آنها استفاده کنید. این کار را هر روز با کلمات جدید انجام دهید. پس از چند روز دفترتان را مرور کنید و سعی کنید کلمه های روزهای اول را دوباره در مکالمات به کار بگیرید.

 

تمرین سه:

هنگام مطالعه کتاب، یک ماژیک هایلایت کنارتان باشد و زمانی که به کلمات جدید رسیدید آنها را هایلایت کنید یا داخل یک دفتر یادداشت کنید. سعی کنید این کلمه ها را هم مثل تمرین قبلی هر روز در مکالمات خود به کار بگیرید.

 

تمرین چهار:

از تکنیک اگر من جای او بودم استفاده کنید! یعنی وقتی کسی صحبت می کند سعی کنید به این فکر کنید که اگر شما قرار بود آن مطلب را بگویید، چگونه و با چه کلماتی می گفتید.

 

تمرین پنج:

مترادف کلمه ها را پیدا کنید. هر روز چند کلمه انتخاب کنید و سعی کنید از لغتنامه ها یا سایتهای واژه یابی، هم معنی این کلمه ها را پیدا کنید و در گفتگوهای روزانه از آنها استفاده کنید. مثلا برای واژه عطر می توانید مترادفهایی مثل شمیم، بو، رایحه به کار ببرید.

 

تمرین شش:

هر روز چند کلمه انتخاب کنید و سعی کنید به متضاد آن کلمات فکر کنید. مثلا واژه ای مثل ساکت و متضاد آن مانند شلوغ، پر سر و صدا، نا آرام و…

 

تمرین هفت:

روزانه چند کلمه انتخاب کنید و برای آنها هم خانواده پیدا کنید. مثلا برای واژه سفر، چند هم خانواده مثل مسافر، مسافرت، سفیر و…

 

تمرین هشت:

کلمات هم وزن و هم قافیه را پیدا کنید. یک کلمه انتخاب کنید و کلمات هم قافیه آن را پیدا کنید. مثل پروانه، افسانه، دیوانه، دردانه، رندانه، میخانه، بیعانه و…

 

تمرین نه:

تمرین جمله سازی با کلمات جدید است! درست مثل روزهای دبستان. کلمات جدیدی را که یاد می گیرید در جمله به کار ببرید و آنها را بنویسید. نوشتن باعث می شود ذهن شما متمرکز شود. این دفتر تمرین را حتما برای خود نگه دارید تا بعد از مدتی وقتی آن را مرور می کنید از پیشرفتی که داشته اید شگفت زده شوید.

 

تمرین ده:

کلمات تخصصی حیطه شغلی خود را شناسایی کنید. در محل کار هر کس اصطلاحات و واژگانی وجود دارد که خوب است با آنها آشنا شوید. این کلمه ها را شکار کنید. این کلمات توسط افراد با سابقه، مدیران و مشتریان گفته می شود و سعی کنید گوش به زنگ یادگیری کلمات جدید باشید.

 

نویسنده این مقاله پروین جلیلوند مدرس فن بیان و مهارتهای ارتباطی است که می توانید با دنبال کردن صفحه اینستاگرام با جستجوی همین نام تمرینهای بیشتری را ببینید.

پرورش صدا

اگر می خواهید ارتباط بهتری با دیگران برقرار کنید بدون شک باید روی صدای خود کار کنید. داشتن صدایی رسا و واضح می تواند در برقراری ارتباط شما با دیگران بسیار موثر باشد.

مراقب باشید دچار توهم صدای بلند نشوید!

از آنجا که موقع حرف زدن، صدای ما داخل جمجمه می پیچد و انعکاس ایجاد می شود، صدایی را که از خودمان می شنویم بلندتر از صدای واقعی ما است که دیگران آن را می شنوند.

یعنی زمانی که حرف می زنیم، صدایمان را بلندتر از صدای واقعی که مخاطب می شنود تصور می کنیم و گاهی این توهم باعث می شود تن صدای خود را پایین بیاوریم.

یکی از خسته کننده ترین زمانها برای همه افراد زمانی است که بخواهند به سختی به صدای طرف مقابل گوش دهند. هر چقدر شمرده تر و با صدای رسا صحبت کنید، مخاطب تمایل بیشتری پیدا می کند تا با شما هم کلام شود.

هر شخصی با توجه به ویژگی های فیزیولوژیک خود صدای خاصی دارد. می توان با تمرینهایی سطح صدا را به سطح مطلوب نزدیک کرد. یکی از این تمرینها این است که با تنفس عمیق حجم هوایی را که وارد شش ها می شود افزایش دهیم. هوایی که وارد شش شده است، هنگام بازدم و برخورد با تارهای صوتی تولید صدا می کند و هر چقدر این هوا قدرت بیشتری داشته باشد، صدای ما بم تر، پرحجم تر و بلندتر می شود.

یک راه دیگر برای پرورش صدا این است که برای صدای خود چند سطح را در نظر بگیرید و با گفتن آ آ آ به صورت ممتد در یک سطح سعی کنید آن را به سطح بالاتر و بالاتر برسانید و دوباره این مسیر را به صورت عکس طی کنید. یعنی از سطح بالاتر به سطح پایین تر برسید. با این کار می توانید روی صدای خود کتنرل بیشتری داشته باشید.

گفتن میم ممتد خمیرمایه صدای شماست. میم ممتد را در تمرین های روزانه خود داشته باشید و پس از مدتی متوجه تغییر صدایتان خواهید شد.

اگر صدای شما خیلی ضعیف است، سعی کنید تمرین کنید و به صورت آگاهانه با صدای بلند کتاب بخوانید یا بلند بلند صحبت کنید. حتی می توانید این کار را به تنهایی انجام دهید. معمولا افراد درونگرا از آنجا که کمتر با دیگران صحبت می کنند، تن صدای ضعیف تری دارند. بهتر است انجام این تمرین ها را جدی بگیرید.

صدای شما هر سطحی که داشته باشد، می توانید با انجام تمرینهای گفته شده آن را به سطح مطلوب نزدیک کنید. فقط به خاطر داشته باشید داشتن استمرار در این کار بسیار مهم است.

سخنرانی شورای دانش آموزی

اگر داوطلب عضویت در شورای دانش آموزی شده اید باید بدانید یکی از مهمترین مهارتهایی که باید به آن تجهیز باشید، داشتن فن بیان قوی است. ممکن است برای اداره مدرسه خود ایده های بزرگی در ذهن داشته باشید، ولی تا نتوانید آنها را بر زبان بیاورید و دیگران را متقاعد کنید، نتیجه ای نخواهید گرفت.

چه در زمان تبلیغات شورای دانش آموزی و چه زمانی که به عنوان نماینده آنها رای آورده اید و قرار است در جلسات مهم تر به احقاق حقوق دانش آموزان بپردازید. در هر صورت باید بدانید یادگیری مهارت فن بیان یکی از ضروری ترین مهارتهایی است که اگر برای دیگران لازم است، برای شما به عنوان نماینده دانش آموزان واجب است.

از مهمترین مواردی که برای داشتن فن بیان موثر لازم است، کنترل استرس صحبت در جمع است. شما به عنوان یک سخنران باید اصول یک سخنرانی حرفه ای را بدانید. اگر تا به حال برای جمعی صحبت کرده باشید حتما می دانید که در لحظه اول چه استرسی شما را فرا می گیرد. اگر راه های کنترل آن را ندانید، ممکن است مطالبی که مدتها روی آن تمرکز کرده اید را فراموش کنید.

مراقب باشید تپق نزنید! اگر قرار است یک سخنرانی تاثیر گذار و روان داشته باشید باید مراقبت کنید تپق نزنید و کلمات را کاملا شمرده تلفظ کنید. تمرینهای بسیار زیادی برای جلوگیری از تپق زدن وجود دارد. یکی از این تمرینها بازکردن دهان به اندازه کافی است. اگر عضلات دهان خود را تقویت کنید و همه حروف را به درستی ادا کنید احتمال تپق زدن شما بسیار کم می شود.

زبان بدن شما نقش بسیار مهمی در انتقال مطالب به دیگران دارد. باید با قامتی مطمئن و با اعتماد به نفس کافی شروع به صحبت کنید. در حین صحبت کردن به تریبون لم ندهید و سعی کنید کاملا حرفه ای به نظر برسید.

سعی کنید به چشمان مخاطب خود نگاه کنید و از نگاه کردن به در و دیوار و سقف و کف زمین خودداری کنید.

استفاده از واژه های مثبت می تواند تاثیر کلام شما را برای سخنرانی تبلیغاتی شورای دانش آموزی و هر جای دیگری که صحبت می کنید، بیشتر کند. واژه های مثبت حس خوبی را به مخاطب القا می کند و باعث می شود سخن شما را بهتر بپذیرند. چرا که انسان به صورت ذاتی دارای فطرت پاک است و سخنان مثبت را بهتر می پذیرد.

می توانید برای شرکت در جلسه های حضوری آمادگی برای سخنرانی شورای دانش آموزی با ما در مدرسه سخن همراه باشید. پروین جلیلوند – مدرس کارگاه فشرده شورای دانش آموزی مدرسه سخن ۸۸۱۹۲۰۱۹

در ادامه یک نمونه متن سخنرانی رئیس شورای دانش آموزی آورده شده است.

همراه و هم نسل من!
من صدای رسای تو خواهم بود…
و در محضر وجدان خویش صادقانه عهد می بندم
به لطف مهر و اعتماد تو
صدای خواسته ات را با تعهد به گوش اجابت می رسانم.
و تمام آنچه را در توان دارم
برای بهتر شدن حال پرورش ، آموزش، سلامتی و ورزش
به کار خواهم بست.

من و تو زاده نسلی هستیم که می داند که می تواند!
من و تو اگر ما شویم، پیروزیم!
نسل ما می داند برای رسیدن به خواسته های برحقش
باید تلاش را سرلوحه خویش قرار دهد
و با وجود ناهمواری ها
با درایت و تدبیر
با سلاح سخن
و با گفتمان موثر
راه را هموار خواهیم کرد…
دستان اعتمادت را به دستان مشتاق من بسپار
همراه من باش که تا رسیدن به قله های سعادت
پا به پای تو خواهم آمد…

یک نکته بسیار مهم برای موفقیت در انتخابات شورای دانش آموزی داشتن شعار تبلیغاتی مناسب است. برای دیدن نمونه شعار تبلیغات شورای دانش آموزی از گلبهار امانی اینجا را ببینید.  

ترفندهایی برای رای آوری تضمینی انتخابات شورای دانش آموزی از فریبا صدری را اینجا ببینید.

تکنیکهای موثر در تبلیغات انتخابات شورای دانش آموزی را از صفحه سونا شکوه ببینید.

اگر به اطلاعات، شعارها و تبلیغات بیشتری در زمینه شورای دانش آموزی نیاز دارید، صفحه مدرسه سخن را ببینید.

پیدا کردن شغل مناسب

چرا دنبال پیدا کردن کار خوب و یا ارتقای شغلی هستیم؟
شاید پاسخ بسیاری از ما این باشد که ما برای کسب درآمد و داشتن جایگاه اجتماعی نیاز به یافتن شغل مناسب داریم.
اما مفهوم شغل مناسب چیست؟ پاسخ این است که یک شغل خاص برای همه افراد نمی تواند مناسب باشد. مثلا شغل پزشکی یا معلمی برای بعضی افراد مناسب است و برای برخی دیگر به هیچ عنوان مناسب نیست. هر کس با توجه به شرایطی که مهمترین آنها داشتن دو ویژگی است باید بهترین شغلی را که برای آن کار ساخته شده است انتخاب کند.
برای یافتن شغل مناسب به دو نکته اصلی باید توجه داشته باشید. یک برگ کاغذ بردارید و روی آن یک جدول با دو ستون بکشید. در ستون اول تمام ویژگی های خاص و مثبت خود را که از زبان دیگران آن را شنیده اید یادداشت کنید. مثلا اگر نقاش خوبی هستید، سر کلاس خوب انشاء می خوانید، دستپخت خوبی دارید، خوب رانندگی می کنید، داروها را خوب می شناسید، آناتومی بدن را به خوبی می شناسید، صدای خوبی دارید، خوب می نوازید، ورزشکار خوبی هستید و یا هر ویژگی یا مهارتی را که تعریف آن را بارها از زبان دیگران شنیده اید یادداشت کنید.
در ستون دوم جدول تمام علایق خود را یادداشت کنید. مثلا اگر به مطالعه کتاب، آشپزی، تدریس، ورزش، خوانندگی و هر کار دیگری علاقه دارید آن را یادداشت کنید.
حالا این دو ستون را با هم مقایسه کنید و گزینه های مشترک را پیدا کنید. یعنی اگر شما به کار خوانندگی علاقه دارید و از زبان دیگران هم بارها شنیده اید که چه صدای خوبی داری، می توانید مطمئن باشید که اگر روی این کار تمرکز کنید و به آن بپردازید حتما در آن موفق خواهید بود.
مهم این است که در کاری که مشغول انجام آن هستید به گونه ای غوطه ور باشید که اصلا متوجه گذر زمان نشوید و دلتان نخواهد آن کار را رها کنید. مدام به ساعت خود نگاه نکنید که چرا نمی گذرد!
من به واسطه شغلم کارمندان زیادی را دیده ام که از صبح یک چشم آنها به ساعت دیواری است و منتظرند تا ساعت کاری به پایان برسد. در طول روز تماس های کاری را با اکراه جواب می دهند و انگیزه ای برای کار ندارند. هممه اینها دلیل بر این است که شغل مناسب خود را پیدا نکرده اند.
شاید در ابتدا تصور کنید هر کاری باشد انجام می دهید تا به درآمد برسید. اما کاری که به آن عشق نورزید، فقط شما را خسته و کسل می کند.
یکی از مهمترین راهها رسیدن به آرامش شکرگزاری است. در عین اینکه تمام تلاشمان را می کنیم ولی واقعا یک چیزهایی دست ما نیست. پس هر لحظه همان گونه است که باید باشد… شکرگزار تمام لحظه هایی باشیم که فرصت زندگی کردن داریم. شکرگزار تمام افرادی که اطرافمان هستند و هر کدامشان به گفته فلورانس اسکاول شین حلقه ای طلایی در زنجیره خیر و صلاح ما هستند.
حتی تمام وسایلی که از آنها استفاده می کنیم و برای آرامش در زندگی از آنها استفاده میکنیم و گاهی خیلی ساده از آن عبور می کنیم. وسایلی مثل کیف، خودکار، کاغذ، تابلو، منگنه، پاک کن… همه این وسایل برای این ساخته شده اند که گره ای از کار ما بگشایند. ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند … تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری… یعنی حواسمان باشد از این همه نعمت غافل نباشیم…
پس لطفا برای چند دقیقه خدا را شکر کنیم به خاطر خیلی از موهبت هایی که تا حالا به سادگی از کنار آنها گذشته ایم. به خاطر افرادی که در مسیر زندگی ما قرار گرفتند و باعث پیشرفت ما شدند. به خاطر لحظه ها، وسایل، اتفاقهای خوب و بد که از هر کدام درسی گرفتیم…
هر کاری انجام میدهیم آن را با عشق متبرک کنیم تا اول حال دل خودمان خوب شود. اگر آشپزی میکنیم، آن را با عشق عجین کنیم. چرا غذاهای خانگی اینقدر دلچسب هستند؟ چون با عشق طبخ شده اند. شما حتی بهترین رستوران ها هم بروید بعد از مدتی زده می شوید. ولی تا حالا پیش آمده از خوردن غذای خانگی خسته شوید؟
ما اگر می خواهیم کلام تاثیرگذار داشته باشیم هم باید آن را با عشق آمیخته کنیم. هر حسی داشته باشیم روی کلام ما تاثیر میگذارد. نمی توان با نفرت، واژگان مثبت بر زبان جاری کرد… نمی توان با خشم، کلمات صلح بر زبان آورد. احساس درونی ما روی کلمه ها تاثیر خواهد گذاشت و مفهوم آن را تغییر خواهد داد.

مهارتهای ارتباطی و ارتقاء شغلی

حتما شما هم در محیط کار خود افراد توانمند و شایسته را دیده اید که به جایگاه واقعی شغلی خود نرسیده اند و گاهی تصور می شود عده ای بدون داشتن شایستگی به جای افراد توانمند و لایق نشسته اند. اما واقعا راز موفقیت و پیشرفت شغلی چیست؟

اگر به منش و رفتار افرادی که در موقعیت شغلی مناسبی قرار دارند دقت کنیم، متوجه می شویم این افراد از ارتباطات قوی تری نسبت به دیگران برخوردارند. بخشی از این ارتباطات از طریق کلام و فن بیان شکل می گیرد. اگر ما بتوانیم با استفاده از کلام اثربخش با دیگران تعامل مناسبی داشته باشیم، نقش فوق العاده ای در تغییر نگاه دیگران به ما خواهد داشت. یعنی زمانی که بتوانیم به صورت شایسته نظر خود را مطرح کنیم، با مدیران و سایر افراد ارتباط کلامی مناسبی داشته باشیم و بدون بحث و جدل و با استفاده از ترفندهای کلامی بتوانیم به صورت دوستانه مسائل کاری را حل کنیم، موجب تغییر نگاه دیگران به ما می شود و جایگاه شغلی ما را ارتقاء می بخشد.

یک نکته بسیار مهم برای رسیدن به ارتقاء شغلی این است که همیشه سعی کنید نسبت به سطحی که هستید یک درجه بالاتر رفتار کنید. یعنی اگر یک کارشناس معمولی هستید، سعی کنید نگاهتان به مسائل، پوشش، رفتار و به صورت کلی در همه خصوصیات شبیه یک مدیر باشید.

غر زدن ممنوع!

یادتان باشد هرگز در محل کارتان غر نزنید! اما تعریف غر زدن چیست؟ غر زدن یعنی شکایت کردن از چیزی که نمی توان آن را تغییر داد نزد شخصی که اصلا به او مربوط نمی شود. مثلا اگر ازرفتار یک راننده تاکسی ناراحت شده ایم زمانی که به محل کار خود می رسیم شروع کنیم به همکار کنار دستی خود از کار راننده شکایت کنیم! آیا کاری از دست همکار شما بر می آید یا فقط علاوه بر یادآوری آن صحنه های ناراحت کنند، این ناراحتی به همکارتان هم منتقل می شود؟ غر زدن در محل کار نه تنها دردی را دوا نمی کند، بلکه باعث می شود نگاه دیگران به شما تغییر کند.

یک نکته بسیار مهم این است که سعی کنید همیشه با نشاط به نظر برسید. با نشاط بودن فقط نیاز به تمرین دارد. سعی کنید هرزمان یادتان آمد، به خودتان بیایید و یک لبخند روی لب داشته باشید و حس خوبی به چهره خود بدهید. این کارهای کوچک می تواند انرژی مثبت را به دیگران منتقل کند و ناخواسته جذب رفتارهای شما خواهند شد.

یادتان باشد رفتارهای کوچک و هر روزه ما شخصیت ما را تشکیل می دهند. اگر شخصی هستید که در محل کار خود مدام غر می زنید، به جای ارائه پیشنهادهای موثر گله و شکایت می کنید، راز استفاده از کلمات مثبت را نمی دانید و مدام منفی بافی می کنید، انتظار نداشته باشید مدیر ارشد شما را به عنوان فردی قابل اطمینان و لایق رسیدن به جایگاه شغلی بالاتر ببیند.

اخلاق در فن بیان

تقریبا در تمام دنیا همه افراد دوست دارند مورد توجه و احترام دیگران قرار بگیرند. شاید بتوان گفت یکی از معجزاتی که در ارتباطات می‌توان از آن بهره گرفت، رعایت احترام و ادب است. به خصوص شما که قرار است در جلسات بدرخشید!

مواردی که در ادامه به آنها اشاره شده است شاید در نگاه اول کاملا بدیهی یا قابل اغماض باشند، اما توجه داشته باشیم همان طور که دارن هاردی در کتاب ارزشمند خود “اثر مرکب” به آن اشاره کرده است، شخصیت و سرنوشت ما را همین عادت‌های به ظاهر کوچک روزانه می‌سازد. اگر بتوانیم بر عادت‌های کوچک خود کنترل و مدیریت داشته باشیم، قطعا می‌توانیم سرنوشت خود را آنگونه که می‌خواهیم بسازیم.

در هر جلسه‌ای که حضور دارید، احترام به سخنران و سایر افراد را با سکوت کردن و گوش سپردن به صحبت‌ها رعایت کنید. احترام به دیگران، احترام به شخصیت خودتان است.

یکی از مصادیق بارز رعایت ادب در جلسات این است که اگر سخنران از شخص خاصی سوال پرسید، سعی نکنید به آن شخص کمک کنید بلکه منتظر شوید تا او پاسخ دهد. در صورت نیاز به شما اعلام می‌شود. اگر شما و دیگران سعی کنند پاسخ دهند، نظم جلسه بر هم زده می‌شود و اعتبار شما را در نگاه دیگران کم می‌کند.

نکته دیگر اینکه وقتی کسی مشغول صحبت کردن است، هرگز به صورت ناگهانی تکه نیندازید و با همکار کنار دستی‌تان هم مشغول صحبت و پچ پچ نشوید! این کار نه تنها اصلا کار بامزه‌ای نیست بلکه از اخلاق هم به دور است.

برای آنکه گوینده خوبی باشید، نخست باید شنونده خوبی باشید. در جلسات به سخنان افراد کاملا گوش دهید نه اینکه در ذهن خود جملاتی را که قرار است بر زبان جاری کنید مرور کنید. با این کار توجه‌تان از مباحث جلسه دور می‌شود و ‌‌‌‌‌نمی‌‌توانید بهره لازم را از جلسه ببرید.

مثل یک شنونده باهوش و مشتاق با تمام حواس خود در جلسات شرکت کنید چرا که “افسرده دل افسرده کند انجمنی را…”.

شما به عنوان کسی که قرار است ارتباطات موثری داشته باشد، باید سعی کنید همواره با نشاط به نظر برسید و به دیگران انرژی ببخشید؛ گاهی با کلامتان و گاهی با رفتارهای غیر کلامی. معمولا افراد تمایل دارند با افراد بانشاط و سرشار از انرژی معاشرت کنند. یکی از راههای تمرین سرزنده بودن این است که مدام به خودتان یادآوری کنید قرار است با نشاط باشید. بله به همین سادگی!

بهداشت صوت

 



مهمترین چیزی که باید در بلند مدت مورد توجه قرار داد، زیبایی یا زشتی صدا نیست، بلکه معیار داشتن صدایی سالم است. صدای سالم نه تنها در جلسات و هنگام ارائه مطالب به عنوان سخنران، بلکه در همه زندگی به کار خواهد آمد. چرا که ما در طول زندگی با افراد مختلفی گفتگو می‌کنیم بنابراین لازم است به داشتن صدای سالم اهمیت دهیم.

مهمترین نکته برای حفظ سلامت صدا، اهمیت دادن به سلامت تارهای صوتی است. تارهای صوتی باید همواره رطوبت لازم را داشته باشند. شاید نخستین بخشی از بدن که در اثر کمبود آب آسیب می‌بیند، تارهای صوتی است. بنابراین روزانه هشت لیوان آب بنوشید و سعی کنید آن را جرعه جرعه بنوشید. خوب است بدانید در احادیث هم به این نکته اشاره شده است که بهتر است آب را جرعه جرعه بنوشید.

سعی کنید از خوردن و آشامیدن غذاها و نوشیدنی‌های خیلی سرد یا خیلی داغ پرهیز کنید. خوردن غذاها و نوشیدنی‌های داغ باعث سوختگی دستگاه گوارش می‌شود و مشکلات جدی را در پی خواهد داشت. آب یخ هم به دلیل اینکه باعث تولید بیشتر ماده مخاطی و بسته شدن سینوس‌‌ها می‌شود، گزینه مناسبی برای رعایت بهداشت صوت نیست.

به طور کلی باید توجه داشت ترشحات پشت حل روی سلامت صدا اثر نامطلوبی خواهد داشت و تا حد امکان باید از به وجود آمدن این مشکل پیشگیری کرد. اگر دچار سینوزیت هستید لازم است حتما درمان آن را جدی بگیرید.

مراقب باشید از خوردن غذاهایی که باعث ریفلاکس معده می‌شود پرهیز کنید و اگر دچار این مشکل هستید، حتما برای درمان آن به پزشک مراجعه کنید.

صحبت کردن در هوای آلوده و پر از گرد و غبار باعث آسیب رساندن به تارهای صوتی می‌شود.

بسیاری افراد عادت دارند برای صاف کردن صدای خود با سرفه‌ای شبیه “اِهم” این کار را انجام می‌دهند. اما توجه داشته باشید این کار یکی از دشمنان جدی سلامت صدای شما است. به جای آن بهتر است حنجره خود را با آب ششتشو دهید.

فریاد زدن یکی از مهمترین عواملی است که باعث آسیب رسیدن به تارهای صوتی می‌شود. سعی کنید تحت هیچ شرایطی فریاد نزنید. افرادی که موقع صحبت کردن به خود فشار می‌آورند یا داد می‌زنند و عصبانی می‌شوند به گرفتگی و خشونت صدا دچار می‌شوند. داد زدن باعث می‌شود که تارهای صوتی با فشار به هم برخورد کنند و این فشار باعث ایجاد خونمردگی در داخل تارهای صوتی می‌شود و به مرور زمان و با تکرار باعث می‌شود که حالت برآمدگی و گره‌ای در داخل طناب صوتی ایجاد شود و باعث عدم مماس شدن تارهای صوتی می‌شود که در نهایت به گرفتگی و خشونت صدا منجر می‌شود.

یکی از راه‌های درمان گرفتگی صدا، استراحت صوتی و مصرف مایعات فراوان است. هر وقت احساس کردید صدایتان گرفته است و یا به دلیل زیاد صحبت کردن یا فریاد زدن، در حنجره خود احساس سوزش می‌کنید، تا برطرف شدن این مشکل، مدتی از حنجره خود استفاده نکنید و سعی کنید سکوت کنید یا بسیار آرام صحبت کنید. نوشیدن آب کافی می‌تواند در بهبود مشکلات صدا بسیار موثر باشد.

برای بهتر شدن کیفیت صدا پیشنهاد می شود مقاله پرورش صدا را بخوانید. 

حذف تکیه کلام

فرض کنید در یک روز تعطیل همراه تعدادی از دوستان به خارج شهر رفته اید. زمانی که سر سفره نشسته‌اید متوجه می‌شوید یک مورچه روی سفره راه می‌رود. کمی دقت می‌کنید و می‌بینید تعداد مورچه‌‌ها چند تا هست. کمی بعدتر متوجه می‌شوید تعداد بسیار زیادی مورچه داخل سفره در حرکتند! 

زمانی که کسی تکیه کلام دارد، درست مانند این است که یک مورچه سر سفره باشد! اگر تعداد تکیه کلامها در یک گفتگو کم باشد درست مانند تعداد کم مورچه‌‌ها قطعا قابل پذیرش است. اما اگر تعداد تکیه کلام‌‌ها زیاد شود، دیگر قابل تحمل نیست و بیشتر از آنکه به پیام شخص توجه شود، به حاشیه‌‌ها و تکیه کلام‌های او توجه می‌شود.

اولین گام برای حذف تکیه کلام این است که آن را در گفتارتان شناسایی کنید. بسیاری از افراد از وجود تکیه کلام در گفتارشان آگاهی ندارند. برای شناسایی تکیه کلام‌‌ها بهتر است گاهی مکالمات عادی خود را با دوستانتان ضبط کنید و یا سعی کنید یک مطلب را ارائه دهید، خاطره تعریف کنید و صدایتان را ضبط کنید. وقتی به صدای ضبط شده خود گوش دهید، متوجه وجود تکیه کلامها خواهید شد.

چند نمونه تکیه کلام عبارتند از: مثلا، عرض کنم خدمت شما، به اصطلاح و کلا هر کلمه‌ای که بدون دلیل در گفتار استفاده می‌شود تکیه کلام محسوب می‌شود.

برخی افراد ممکن است فکر کنند تکیه کلام ندارند و فضای خالی بین کلمات را با گفتن اِ اِ اِ اِ اِ یا اومممممم پر می‌کنند. اینها هم تکیه کلام هستند.

بعد از اینکه تکیه کلام را شناسایی کردید، نوبت حذف آن از کلامتان می‌رسد. سعی کنید در مرحله اول یکی از تکیه کلام‌‌ها را انتخاب کنید تا آن را حذف کنید. هر وقت به آن کلمه رسیدید، به صورت آگاهانه سکوت کنید.

راه دیگر این است که از تنبیه دردناک استفاده کنید! بله درست است. یک کش دور دست خود ببندید. می‌توانید از کش پول استفاده کنید. هر بار از تکیه کلام استفاده کردید، با کش یک ضربه به مچ دست بزنید و یا اگر کش در دسترس ندارید، با ناخن دست خود را نیشگون بگیرید! با این کار مغز شما شرطی می‌شود و با گفتن آن کلمه به یاد درد ناشی از ضربه کش یا نیشگون می‌افتد و سعی می‌کند دیگر آن را تکرار نکند. با ادامه این کار به صورت ناخودآگاه تکیه کلام شما حذف می‌شود. پس از حذف هر تکیه کلام سراغ تکیه کلام بعدی بروید و همین روند را در پیش بگیرید.

فن بیان در سازمانها

اگر به عنوان مسئول استخدام کارمندان فعالیت دارید، حتما از جلساتی که برای مصاحبه با کارمندان و استخدام نیرو داشته اید تجربیات گرانبهایی دارید. قطعا افراد بسیاری را دیده اید که با رزومه و سوابق شغلی و تحصیلی قوی به شما مراجعه کرده اند اما در روز مصاحبه از پذیرش آنها امتناع کرده اید. به احتمال زیاد یکی از بزرگترین دلایل شما این بوده که مصاحبه آنها چنگی به دلتان نزده و با وجود سوابق ارزنده که در پرونده داشته اند اما حاضر نبوده اید آنها را استخدام کنید. در مقابل تمایل داشته اید افرادی را که سوابق چندان درخشانی نداشته اند ولی از مهارت ارتباطی قوی برخوردار بوده اند را استخدام نمایید.

اما بعد از روز مصاحبه و استخدام کارمندان، چقدر به مهارتهای ارتباطی کارمندانتان توجه داشته اید؟ قطعا شما به عنوان یک مدیر موفق می دانید رمز موفقیت شرکت شما این است که کارکنانی با توانایی های ارتباطی بالا داشته باشید. این کارکنان شما هستند که با مشتریان و اداره های دیگر در ارتباط هستند و آینه ای تمام نما از فعالیت سازمان شما هستند. هر چه کارکنان شما بهتر بتوانند با مخاطبان در ارتباط باشند، قطعا موقعیت شما و سازمانتان بهتر خواهد شد.
در جلسات هم دیده اید زمانی که قرار است کارمندتان یک گزارش ارائه دهد، شما مشتاق هستید آن را به بهترین وجه ممکن انجام دهد اما برای یادگیری این مهارت چه آموزش هایی را برای او در نظر گرفته اید؟ مدیران هوشمند می دانند باید بخشی از ساعت های کاری کارکنانشان را به آموزش مهارت های گوناگون اختصاص دهند تا نتیجه چند برابری آن را ببینند.
سازمان ها معمولا دوره هایی را برای مدیران برگزار می کنند اما کمتر سازمانی را دیده ام که به اهمیت مهارت های ارتباطی و به خصوص فن بیان کارکنانش توجه کند. برگزاری کارگاه های فن بیان ویژه کارمندان می تواند شروعی باشد برای ارتقای سطح سازمان شما.

درصد بسیاری از کارکنان امروز را نسلی تشکیل می دهند که در فضایی پرورش یافته و بزرگ شده اند که مهارت های ارتباطی و فن بیان هیچ جایگاهی در آموزش ها نداشته است و موفقیت های ارتباطی را به استعداد اشخاص نسبت می دادند. در حالی که همه این مهارت ها آموختنی است و اگر در کودکی آن را نیاموخته ایم ضرورت دارد هر چه سریع تر این کمبود را جبران کنیم تا بیش از این مشمول خسران نشویم!

اگر شخصی تا مقطع دیپلم تحصیل کرده باشد، در طول دوران مدرسه چیزی حدود صد جلد کتاب را مطالعه کرده، امتحان داده و قبول شده است. اما در کدام یک از این کتاب ها، مهارتهای ارتباطی و فن بیان گنجانده شده است؟ در کدام آموزش یاد گرفته ایم چطور اعتماد به نفس داشته باشیم؟ کجا آموخته ایم چطور بدون استرس جلوی جمع صحبت کنیم؟ کجا آداب معاشرت را آموخته ایم؟
در طول دوران تحصیل در مدرسه یاد گرفته ایم که هر کس کمتر حرف بزند نمره انضباط بهتری می گیرد! یعنی عملا به سکوت و خجولی تشویق شده ایم.
در مهمانی های خانوادگی هم معمولا بچه های ساکت و منزوی فامیل را به عنوان الگوی فرزندان خود معرفی کرده ایم و از آنها خواسته ایم ساکت و مودب باشند!
اما برای حرف زدن آنها چه موقعیتی را در نظر گرفته ایم؟ کجا از او خواسته ایم میان جمع صحبت کند؟ کجا به او یاد داده ایم چطور حرف بزند؟
جالب است که برای دریافت گواهینامه رانندگی باید ساعتها آموزش تئوری و عملی ببینیم اما برای مهمترین مهارت زندگی یعنی توانایی برقراری ارتباط با دیگران هیچ آموزشی دریافت نمی کنیم!

امروزه تقریبا در هر محله یا خیابان یک آموزشگاه زبان، آموزشگاه موسیقی، آموزشگاه کامپیوتر و بسیاری از آموزشگاههای دیگر وجود دارد. البته یادگیری همه اینها مزایای بسیاری برای ما دارد اما جای خالی آموزشگاه های مهارت های ارتباطی و فن بیان در این میان بسیار خالی است.
به نظر شما وقت آن نرسیده که برای بزرگترین مهارت مورد نیاز کارکنان خود یعنی مهارت ارتباطات و فن بیان آنها تدبیری بیاندیشید؟

ساختار کلام

فرض کنید قرار است به جایی مسافرت کنید. برای مسافرت ابتدا برای مدت سفر و محل اقامت برنامه ریزی می کنیم، سپس وسایل سفر را آماده می کنیم و با وسیله نقلیه مناسب عازم سفر می شویم. اگر این ترتیب ساده برای برنامه ریزی سفر به هر دلیلی به هم بریزد، قطعا مسافرت خوب و دلچسبی نخواهیم داشت! مثلا اگر ابتدا عازم سفر شویم و سپس بخواهیم وسایل سفر را آماده کنیم بسیار عجیب خواهد بود!

سخنرانی هم دقیقا مانند سفر کردن است که باید ترتیب کلام در آن رعایت شود. یعنی نمی شود ابتدا اصل کلام را گفت و سپس به مقدمه اشاره کرد و بعد از آن به میهمانان خوش آمد گفت و ناگهان یک مثال از مبحث اصلی را بیان کرد!

اگر می خواهید ارائه موفقی در جلسات و به طور کلی در همه گفتگوهایتان داشته باشید، لازم است کلامتان از یک ساختار مناسب و منسجم برخوردار باشد. اگر بدون در نظر گرفتن ساختار منسجم شروع به صحبت کنید، پراکنده گویی باعث سردرگمی و خستگی مخاطب شما می شود.

توجه کنید که در حین ارائه مطالب، میزان توجه مخاطب شما کم و زیاد می‌شود. باید سعی کنید با رعایت نکاتی ساده اما مهم توجه مخاطب را به سخنان خود جلب کنید.

یک سخنرانی به طور کلی به سه بخش دسته بندی می شود: شروع کلام، بدنه صحبت، پایان سخن

شروع کلام

معمولا بیشترین توجه مخاطب در لحظه آغاز کلام صورت می‌گیرد. اما توجه کنید قبل از آنکه شما صحبت کنید، مخاطب ارزیابی خود را شروع کرده است. پس با چهره‌ای مصمم و با قامتی افراشته و مقتدر شروع به صحبت کنید.

برای شروع سخنرانی راه‌های مختلفی وجود دارد که سخنرانان مطرح دنیا از آن استفاده می‌کنند. شیوه‌هایی مانند بیان یک پرسش مرتبط با بحث، ارائه یک آمار عجیب و غریب، بیان یک جمله خاص، ارائه یک داستان. با توجه به نوع جلسه و مخاطبان خود می‌توانید از هر کدام از این شیوه‌ها در آغاز کلامتان بهره ببرید.

در فرهنگ ایرانی استفاده از شعر و حدیث و آیات قرآنی نیز جایگاه خاص خود را دارد و با توجه به موقعیت جلسه می‌توانید از آنها بهره ببرید. فقط مراقب باشید در ارائه آنها دقت کافی داشته باشید و زیاده‌روی نکنید. چه از نظر زمانی و چه از نظر سطح کلماتی که استفاده می‌کنید.

زمانی که می‌خواهید شعر بخوانید نگویید الان می‌خواهم شعر بخوانم! همین که شروع به خواندن کنید کافی است. استفاده از آیات و احادیث باید به گونه‌ای باشد که بیشتر مخاطبان منظور شما را متوجه شوند و ارتباط آن را با موضوع صحبت شما درک کنند.

بدنه اصلی

متن اصلی یا بدنه سخنرانی معمولا بخش اصلی کلام است و  توجه مخاطب نیز به کمترین حد می‌رسد. با استفاده از ترفندهایی می‌توانید توجه مخاطب را به بحث جلب کنید. استفاده از تصاویر مناسب در اسلایدها، بیان مثال، گفتن داستان مرتبط، نکته طنز، پرسش از مخاطبان از جمله ترفندهایی هستند که می توانید با کمک آنها توجه مخاطب را به بحث اصلی معطوف کنید.

انتهای کلام

در انتهای کلام نیز معمولا توجه مخاطب بیشتر جلب می‌شود. بنابراین می‌توانید یک بار دیگر و به صورت بسیار کوتاه خلاصه‌ای از نتیجه بحث را ارائه کنید. می‌توانید با گفتن جلمه “و نکته آخر اینکه…” یا “در جمع‌بندی مطالب باید گفت…” مخاطب را آگاه کنید که به پایان مطالب رسیده‌اید. به خاطر داشته باشید اگر مدام از این ترفند برای جلب توجه مخاطب استفاده کنید ولی کلام خود را به پایان نبرید، اعتبار کلامتان نزد مخاطب از بین خواهد رفت و دیگر توجهی به سخنان شما نخواهد داشت.